خانه خشونت علیه زنان گلوریا استاینم٬ داستان یک خرگوش٬ پنجاه سال بعد

گلوریا استاینم٬ داستان یک خرگوش٬ پنجاه سال بعد

گلوریا استاینم٬ داستان یک خرگوش٬ پنجاه سال بعد
2

نیکولاس میلز
ترجمه: امیرمسعود مهرابیان

پلی بوی در زبان انگلیسی به معنی «دخترباز» است٬ کسی که با زنان هوسرانی می‌کند. این نام مجله ای است که سالهاست در امریکا به چاپ میرسد و در آن عکس های برهنه و نیمه برهنه زنان در ژستهای سکسی منتشر میشود و تیراژ بالایی دارد. پلی بوی همواره با انتقاد فمینیستها مواجه بوده به دلیل نگاه ابزاری و جنسی به زنان. بنیانگذار این مجله٬ که اخیرن درگشت٬ کلوپ هایی مخصوص مردان تاسیس کرد که در آن زنان جوان و خوش ظاهر٬ با لباسی سکسی به شکل خرگوش٬ از مردان پذیرایی می‌کردند- توضیح فمینیسم روزمره

 

پنجاه سال پیش گلوریا استاینم با اولین قسمت از مجموعه‌ی دو قسمتی «داستان یک خرگوش» موجی از احساسات ایجاد کرد. در آن زمان استاینم یک دهه تا کسب شهرت به عنوان بنیانگذار مجله میس فاصله داشت. اما حکایت شخصی او از ورود ناشناس به کلوپ پلی بوی و شروع به کار به عنوان خرگوش٬ خوانندگان را حیرت‌زده و میخکوب کرد و به آن‌ها تصویری داد از فضای مردانه‌ای که تعداد انگشت شماری اطلاعات دست اولی از آن داشتند و در موردش می‌دانستند.

«داستان یک خرگوش» در می و ژوئن همان سالی در مجله‌ی شو چاپ شد که «حباب شیشه» از سیلویا پلات و «رمز و راز زنانه» از بتی فریدان چاپ شده بودند. رقابت سختی است، اما در نهایت روشن است «داستان یک خرگوش» مکمّل فریدان و پلات است و سزاوار تمجید و تجلیل.٬ و به دلیل علنی ساختن افتضاحات و رسوایی‌ها در مورد پلی بوی حقش این نیست که فراموش شود و از یادها برود.

در مرکز و هسته‌ی «داستان یک خرگوش» باور استاینم این است که انقلاب جنسی با شکست روبرو می‌شود اگر مردان تنها افرادی باشند که اجازه دارند تعریفش کنند. در مبارزه با هیو هفنر، موسس کلوپ‌ها و مجله‌ی پلی بوی، استاینم نشان داد که می‌تواند در برابر حریفی که امپراطوری رسانه‌ای خودش را دارد بایستد و مبارزه کند.

در ۱۹۶۰ پلی بوی در حال رسیدن به یک میلیون خواننده در ماه بود و در ۱۹۶۳، زمانی که «داستان یک خرگوش» منتشر شد، کلوپ‌های پلی بوی در حال شکوفا شدن بودند. هفنر که پلی بوی را در سال ۱۹۵۳ شروع کرده بود در اوج قدرت نفوذ خود بود. در ۱۹۶۲ شروع به نوشتن مقالاتی به صورت ماهانه کرد که اصرار داشت «اعلامیه‌ی رهایی انقلاب جنسی» هستند.

استاینم تحت تاثیر قرار نگرفته بود و از پوچ و توخالی برشمردن ادعای هفنر در مورد رهایی دریغ نکرد. سپس در همان نقطه که هفنر بیشترین آسیب پذیری را داشت، او را مورد حمله قرار داد. به خوانندگان نشان داد کار کردن در پلی بوی در حقیقت به چه معناست.

«داستان یک خرگوش» شکل یک خاطرات روزانه دارد و از زمان تصمیم اولیه‌ی استاینم برای انتخاب نام مستعار ماری کاترین اوچو شروع شده و تا آخرین روز کاری او در پلی بوی ادامه پیدا می‌کند، روزی که در آن به صورت اتفاقی صدای خرگوشی را می‌شنود که در مورد یک مشتری می‌گوید: «اون یه مرد واقعیه. چه باهاش خوابیده باشی و چه نه یه جور باهات رفتار میکنه.» در این فاصله استاینم می‌آموزد که لازمه های کار کردن به عنوان یک خرگوش چیست. به دستور کلوپ برای نداشتن بیماری‌های مقاربتی آزمایش می‌دهد و پس از اینکه استخدام شد به او گفته می‌شود اجازه دارد با کدام یک از اعضای کلوپ قرار بگذارد (اعضای تراز اول) و با کدام‌ها اجازه ندارد(بقیه اعضا).

وضعیت جدیدش هیچ جای شکی برای اینکه چگونه دیده و قضاوت میشود باقی نمیگذارد. محافظ با گفتن: «خرگوشک وارد میشود» به او خوش‌آمد میگوید. زن لباس‌دار یک کیسه پلاستیکی را در قسمت جلوی لباس خرگوشی میچپاند که شکاف بین سینه ها بیشتر نمایان شود.

در آخر، درآمد هفتگی دختران حتی نزدیک به مبلغ ۲۰۰-۳۰۰ دلار هفتگی که در تبلیغات پلی بوی گفته می‌شود نبود. به هر بهانه‌ای، از سر و ته حقوق استاینم و دیگر خرگوش ها با عناوین مختلف زده می‌شود. آنها میبایست هزینه‌ی نگهداری و تمیزکردن لباس فرمشان را خودشان پرداخت کنند. همینطور هزینه‌ی مژه‌های مصنوعی که موظف بودند استفاده کنند. همچنین به صورت روزانه ۵۰ درصد از ۳۰ دلار اول انعام‌هایشان از غذا و نوشیدنی را کلوپ دریافت میکرد.

این تله‌‌ای بدون راه نجات بود برای خرگوش هایی که آسیب پذیریشان را استاینم با به به قلم درآوردن مصیبت‌هایشان نمایان کرد. برای پیشبرد این رویکرد در مقاله‌اش، استاینم کاری کرد که بسیاری از روزنامه‌نگاران دهه ۶۰ انجام میدادند. تجربیات شخصیشان را در مرکز رویدادهایی قرار میدادند که گزارششان بر پایه‌ی آن‌ها بود.
چالش واقعی استاینم، مقاومت در برابر وسوسه‌ی مقابله با آنهایی بود که دایم با او از موضع آقابالاسر و استثمارگرانه رفتار می‌کردند. به علاوه او باید به این موضوع دقّت میکرد که وقتی «داستان یک خرگوش» منتشر شود او را به بهره برداری از ظاهر خوبش متّهم می‌کنند. همانطور که تبلیغات پلی بوی کاملا روشن کرده بود، یک زن نازیبا نمی‌تواند خرگوش پلی بوی باشد.

از زمانی که «داستان یک خرگوش» منتشر شده، به اهمیّت زیادی دست پیدا کرده. در ۱۹۸۵، شبکه‌ی ABC «داستان یک خرگوش» را تبدیل به یک فیلم کرد که کریستی آلی هم در آن نقش آفرینی کرده است. و تا به امروز داستان استاینم، که وقتی می‌خواست در مجموعه‌ای از نوشته‌هایش بگنجاندش عنوانش را به «من یک خرگوش پلی‌بوی بودم» تغییر داد، طراوت خود را حفظ کرده است.

در کلاس‌های نویسندگی کالج که تدریس می‌کنم، معمولا «داستان یک خرگوش» را به دانشجویانی که می‌خواهند در زمینه‌ی تهیه‌ی گزارش اول شخص کار کنند به عنوان تکلیف می‌دهم. اکثریت آن‌ها کار خود را شروع می‌کنند بدون آنکه با گلوریا استاینم آشنا باشند یا اطلاعی در مورد مجله‌ی میس داشته باشند. البتّه پس از اینکه «داستان یک خرگوش» را به اتمام می‌رسانند هیچکدام از این‌ها اهمیّت ندارند. آنها از جرات و شهامت استاینم به هیجان می‌آیند، و با روحیه ای آشنا مواجه می‌شوند.

منبع: گاردین

 

اظهار نظر(2)

  1. سلام،من سایت رو دوست دارم و از همه طریق ارتباطی دنبال می کنم می خونم شیر می کنم و تعریف می کنم برای بقیه اما لطفا منابع اصلی و اسم انکلیسی رو هم ذکر کنید ممنون

    1. ممنون از لطفتون. ما امکان نداره منبع را ذکر نکنیم و از روی منع اصلی میتونید اسمها را پیدا کنید. متاسفانه چون نظم متن به هم میریزه مجبور به حذف همه کلمات و اعداد غیرفارسی هستیم.

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *