خانه جامعه هفت دلیلی که از نظر مردم مزایای زنانه وجود دارد و اینکه چرا اشتباه می‌کنند

هفت دلیلی که از نظر مردم مزایای زنانه وجود دارد و اینکه چرا اشتباه می‌کنند

هفت دلیلی که از نظر مردم مزایای زنانه وجود دارد و اینکه چرا اشتباه می‌کنند
0

نیکیتا ردکار

ترجمه: زهرا جهانبانی

 

آیا امتیاز زنانه وجود دارد؟ پاسخ کوتاه: خیر.

 

امتیاز به عنوان حق ویژه، مزیت، یا مصونیتی تعریف می‌شود که فقط برای فرد یا گروه خاصی در دسترس است و یا اعطا شده است.

در زمینه جنسیت‌ ـ یا حتی نبود آن ـ به طور آشکارا مردان نسبت به هر گروه دیگری، با مزایای بیشتری در جامعه متولد می‌شوند مانند دستمزد بیشتر، آینده شغلی، حق بیشتر در مورد بدنشان، و سوالات خاصی که هرگز نباید از خودشان بپرسند.

پس اگر امتیاز مردانه به طور ذاتی وجود دارد، آیا امتیاز زنانه هم وجود دارد؟

وقتی هنجارهای اجتماعی خاص، ساختارهای حقوقی و آمارهای تحصیلی در کنار هم قرار می‌گیرند، به نظر می‌رسد که زنان نسبت به مردان از مزایای خاصی برخوردارند. به عنوان مثال، استدلال‌های خاصی که از امتیاز زنانه دفاع می‌کنند مادران را این گونه معرفی می‌کنند که در موارد طلاق به احتمال بیشتری حضانت فرزندان را به عهده می‌گیرند و یا به نظر می‌رسد که پذیرش زنان نسبت به مردان در دانشگاه‌ها برای گرفتن مدرک بیشتر است.

چند دلیل وجود دارد که چرا چنین تحقیقاتی ـ که از نظر آماری درست است ـ به معنی امتیاز زنانه نیست.

اما قبل از اینکه این اسطوره‌ها را از بین ببرم، می‌خواهم تاکید کنم که این مقاله به تصور غلط در مورد امتیاز زنانه در فضای «همسوجنسیتی 1 همسوجنسیت (سیس جندر cisgender): یعنی فرد همان رفتار و شکل ظاهری را از خود نشان دهد که مطابقت دارد با جنسیتی که به او نسبت داده شده است. مثلن اگر زن نامیده میشود٬ متمایل به مردان باشد و لباسهای زنانه بپوشد و زنانه رفتار کند. ناهمسوجنسیت یعنی که خلاف جنسیتی که به فرد نسبت داده شده رفتار کند. مثلن اگر مرد است لباسهای زنانه بپوشد یا آرایش کند و …» می‌پردازد. زندگی‌های زنان و مردان «تراجنسیتی 2transgender» و کسانی که خود را به عنوان «ناهمسوجنسیت3gender non-conforming» می‌شناسند٬ مملو از مجموعه تصورات غلط کاملا متفاوتی است که نیاز به اختصاص مقاله مفصل جداگانه‌ای دارد.

به علاوه، این مقاله ادعا نمی‌کند که امتیاز همسوجنسیتی وجود ندارد. گرچه زنان وقتی صحبت از جنسیت است تحت تبعیضند٬ اما زنان همسوجنسیت از امتیاز بالاتری نسبت به ناهمسوجنسیت‌ها برخوردارند.

شایع‌ترین تصور غلط در مورد امتیاز زنانه، در مقایسه با امتیاز مردانه، این است که جامعه گمان میکند زنان از کارها و رسوم جوانمردانه، از قبیل کمک در حمل اشیاء سنگین، باز نگهداشتن در‌، یا حتی دریافت نوشیدنی، شام و در برخی موارد جواهرات گران، سود می‌برند. گرچه مقادیر زیاد این نوع رفتارها چندان خوشایند نیست٬ اما همچنان من و بسیاری از زنان از آن لذت می‌بریم همانطور که مردان از امتیازات خود لذت می‌برند.

اما « امتیاز زنانه»، برخلاف امتیاز مردانه، محدود به فضای بسیار کوچک٬ داخلی و خانگی قرار دارد٬ نه مانند مردان در یک  ساختار بزرگ‌.

وقتی افراد به « امتیاز زنانه» اشاره می‌کنند منظورشان نبود مواردی است که امتیاز مردانه وجود ندارد. قطعا درست است که مردان هم بی‌عدالتی اجتماعی را تجربه می‌کنند ـ زندگی هیچ کس کامل نیست. اما بسیاری از این فقدان امتیازها ـ مانند انتظار از مردان برای سرکوب احساسات یا تامین کردن زندگی خانواده ـ به معنای امتیاز زنانه را نیست چرا که زنان از اینکه مردان از مزایایی برخوردار نیستند، سود نمی‌برند.

مزایایی که به نظر می‌رسد زنان دارند به بهای این است که مردان انتطارات پدرسالاری را براورده کنند٬ یعنی رقابتی، سلطه‌گر و خودرای باشند. در عین حال زنان، مطیع٬ پرورش دهنده٬ و سلطه‌پذیر باشند.

و واضح است که اطاعت‌پذیری زنان، ربطی به امتیاز زنانه ندارد.

در ادامه٬ موهوماتی که به عنوان امتیاز زنانه مطرح می‌شود و دلیل بطلان آنها را توضیح می‌دهیم.

 

۱.  زنان رفتارهای شوالیه ای 4Chivalry مانند شام رایگان، درب باز و غیره … دریافت می‌کنند.

امروزه شوالیه گری را انتظارات جامعه از مرد برای مراقبت و احترام ویژه به زن تعریف می‌کنند٬ و در حالی که به نظر می‌رسد این تعریف از شوالیه هدف خوبی داشته باشد، اما خود این اصطلاح منسوخ و قدیمی است.

شوالیه گری نظامی از قواعدی است که منشا آنها دوران قرون وسطا است و حاوی ویژگی‌هایی است مانند خوشنامی٬ شجاعت، و آمادگی برای کمک به ضعفا.

یعنی آنچه که به نظر می‌رسید ادب و احترامی غیرتبعیض‌آمیز است، تمرکزش را بر زنان محدود کرده است که پیامدهایی دارد.

اما آیا دریافت مشروب رایگان و درهای باز برای زنان در جامعه، امتیاز واقعی است؟ این موارد آسیبی نمی‌رسانند اما کمکی هم به زن‌ها نمی‌کنند.

بخش مهمی از آقامنشی (در فارسی به آن رفتار جنتلمنی هم گفته می‌شود) تقریبا می‌تواند ناخواسته و نطلبیده باشد، که در واقع بدین معنی است که ساختارهای اجتماعی که زنان ظاهرا از آن لذت می‌برند واقعا فقط تشویقی برای مردان است.

این آقامنشی٬ زنان را به صورت نابرابر می‌بیند ـ چه به صورت ضعیف‌تر و چه به صورت بیش از حد برتر ـ و ممکن است مردانی که این گونه با زنان رفتار می‌کنند انتظار داشته باشند که به خاطر رفتارهای محترمانه‌شان پاداش بگیرند.

جالب اینجاست که آقامنشی و جنتلمنی، امتیاز زنانه محسوب می‌شود، در حالی که خود مردان هستند که آن را ارزانی می‌دارند.

تحمیل کردن رفتارهای آقامنشانه به زنان و سپس آن را امتیاز نامیدن اساسا مسخره است. اگر زنان واقعا امتیاز داشتند که همتای امتیاز مردان بود٬ باید در حوزه عمومی و خصوصی به وی سود و فایده می‌رساند.

 

۲.  برخلاف مردان، زنان تحت هیچ گونه فشاری برای تامین زندگی خانواده قرار نمی‌گیرند

بر کسی پوشیده نیست که جامعه تحمیل می‌کند که مردان، نان‌آور اصلی خانواده باشند ـ حتی اگر تنها نان‌‌آور خانواده (سیس هترو٬ همسودگر5Cishetero سیس هترو یا همسودگر یعنی همسوجنسیتی و دگرجنسخواه) نباشند.

امروزه هم زنان و هم مردان سخت در حال کار کردن هستند تا در جهان حرفه‌ای جای پایی باز کنند. روز به روز مردان بیشتری در روابطشان در نقش خانه‌دار عمل کنند، چه برای بزرگ کردن فرزندان و چه حمایت از شغل شریک زندگی‌شان.

با این حال هنوز مردانی را می‌بینیم که به خاطر تصمیماتشان تمسخر می‌شوند و زنانی که مجبورند ببینند مردی را که دوست دارند به خاطر کلیشه‌های قدیمی به مانع برمی‌خورد.

با این تفاصبل٬ آیا زنان که برای معاش خانواده تحت فشار نیستند از این وضعیت بهره می‌برند؟ خیر!

به نظر می‌رسد که امتیاز بی‌اهمیت بودن اشتغال زنان٬ به زنانی که مایل به اشتغالند آسیب می‌زند چرا که انتظارات نظام پدرسالار از مردان برای تامین زندگی خانواده، با انتظار از زنان برای مراقبت از کودکان و خانه‌داری سر به سر می‌شود.

و با توجه به اینکه زن باید فرزند خود را بزرگ کند و یا صرفا تصمیم بگیرد در خانه بماند، شرکت‌ها به احتمال کمتری زنان را استخدام می‌کنند. زنان سفیدپوست هنوز هم به ازای هر دلاری که مردان سفید پوست پول درمی‌آورند، ۷۷ سنت پول درمی‌آورند؛ با اینکه بیش از نیمی از نیروی کار را تشکیل می‌دهند.

۳. اگر زنان دوست نداشته باشند کار کنند، کافی است با مردان ثروتمند ازدواج کنند

فرض اینکه زن می‌تواند خیلی راحت تسلیم شود و با شریکی ثروتمند ازدواج کند، فرضیه‌ای فوق‌العاده سکسیستی است.

این مسئله که مردان ثروتمند به وفور و بر اساس نیاز به ازدواج با آنها وجود دارند نه تنها واقعیت عجیب و غریبی است بلکه به سیاست تمایلات نیز کمک می‌کند؛ یعنی چیزی که همه‌ی زنان نمی‌توانند از آن بهره‌مند شوند.

بنابراین خیر؛ پاسخ به تبعیض در محل کار یا دستمزد نابرابر، ازدواج با همسر ثروتمند نیست.

 

۴. زنان، موجوداتی عاطفی تلقی می‌شوند

این مثال نمونه دیگری از این است که مردسالاری چگونه مردان را به خاطر نشان دادن ضعف، یا به عبارت دیگر رفتار کردن مانند یک زن، سرزنش می‌کند.

عبارت «مرد باش» و «مثل یک مرد باهاش مقابله کن» معادل این است که بگوییم «مثل زن نباش».

از سنین نوجوانی به مردان می‌آموزند که زنان ضعیف‌تر و احساسی هستند و به این ترتیب اشک جایی در مردانگی ندارد. اینکه مردان عواطف خود را سرکوب کنند هم ناعلادانه است هم به ضرر زنان.

اینکه عواطف زنان را به عنوان «امتیاز» بپذیریم فقط باعث تقویت این طرز فکر می‌شود که زن جنس پایین‌تر است و فشاری غیرانسانی بر مردان وارد می‌آورد.

 

۵. زنان شانس بیشتری برای قبول شدن در دانشگاه دارند

اداره آمار ایالات متحده در ماه اکتبر اعلام کرد که برای اولین بار از سال ۱۹۴۰ ٬ زنان نسبت به مردان به احتمال بیشتری مدرک لیسانس دارند. میزان ثبت‌نام زنان در دانشگاه‌های ۲۲ ایالت کمی بیشتر بود در حالی که در تمام ایالت‌ها در امریکا، به جز ۵ ایالت، میزان ثبت‌نام زنان برابر یا بالاتر بود.

اما آیا قبولی زنان در دانشگاه‌ها به ضرر مردان است؟ نه لزوما.

در پنجاه سال گذشته زنان شروع به گرفتن شغل‌هایی کرده‌اند که به طور سنتی در تسلط مردان بوده است: پزشک، وکیل، مهندس، و سایر مسیرهای شغل‌های حرفه‌ای که نیازمند دستیابی موفق به مدرک دانشگاهی است.

در عین حال، زنان در حوزه‌ مشاغلی که به طور سنتی «زنانه» تلقی می‌شده اند نیز غالب هستند: معلمی، پرستاری، مشاغل اداری و غیره. بسیاری از مردان به منظور اجتناب از این مشاغل «زنانه» از دانشگاه صرف نظر می‌کنند.

دکتر الیزا اولیوییری به این مفهوم که چرا زنان بیشتر از مردان در دانشگاه هستند پاسخ داد: شغل‌هایی که «مردانه» در نظر گرفته می‌شوند ـ یعنی شغل‌های یدی و کارگری ـ به مدرک دانشگاهی نیاز ندارند. از طرف دیگر، شغل‌های «زنانه» مانند پرستاری و تدریس، به مدرک دانشگاهی نیاز دارند.

اولیوییری نتیجه گرفت که ممکن است بزرگ‌ترین مانع برای تحصیل مردان فقط تمسخر و بدنامی جامعه در برابر شغل‌های جنسیتی باشد.

 

۶. زنان به احتمال بیشتری در دعواهای حضانت از فرزند موفق می‌شوند

یکی از بزرگ‌ترین توهم‌ها در زمینه برابری ازدواج، همین مفهوم اساسی پشت این تفکر موهوم است که زنان به احتمال بیشتری در نبردهای حضانت از فرزند پیروز می‌شوند: چرا که مادران برای رشد کودک کاملا ضروری هستند.

آمارها نشان می‌دهد که زنان به احتمال خیلی بیشتری در طلاق موفق می‌شوند حضانت فرزند خود را به عهده بگیرند، بله. اما احتمال خیلی بیشتری هم وجود دارد که از آنها خواسته شده باشد.

مطالعات نشان داده که در ازدواج‌های فوری و بدون تامل، زنان احتمالن زمان بیشتری را صرف بزرگ کردن فرزند خود کرده‌اند ـ این بدان معنا نیست که مردان هرگز به آنها کمک نمی‌کنند. به همین دلیل است که مردان واجد شرایطی که برای حضانت می‌جنگند، در واقع به احتمال زیادی موفق به عهده‌دار شدن حضانت اولیه یا مشترک می‌شوند.

مطالعه‌ای که طی بیش از پنج سال در ماساچوست انجام شد نشان داد که پدرانی که واقعا به دنبال حضانت بودند ـ هرچند تعداد آنها به مراتب کمتر از مادرانی بود که به دنبال حضانت بودند ـ به طرز قاطعی حداقل توانستند حضانت مشترک را به دست آورند. و این بدین معنی نیست که پدران شایستگی کمتری دارند ـ و اگر چنین بگوییم، مفهوم پدرسالارانه‌ی مضری خواهد بود.

 

۷. مردها بیشتر در معرض مرگ به دلیل خودکشی هستند

در بسیاری از کشورهای غربی، در حالی که گزارش شده که زنان نسبت به مردان گرایش‌های خودکشی بیشتری دارند، اما مردان به طرز چشمگیری در تلاش برای خودکشی موفق می‌شوند.

قربانیان خودکشی عمدتا قربانیان افسردگی هستند و نشان داده شده که به شدت تحت تاثیر علائم مختلف افسردگی قرار می‌گیرند. روشهای رایج مانند گریه کردن یا غم و اندوه، در مردان غالبا کمتر بروز می‌یابد٬ عمدتا به دلیل ننگ آور دانستن اینکه مردان احساسات خود را بروز دهند.

در همین حال برخی از مطالعات، دلیل این که چرا مردان بیشتر به دلیل خودکشی می‌میرند را روش خودکشی می‌دانند. زنان به احتمال بیشتری از روش‌های غیرخشونت‌آمیز خودکشی استفاده می‌کنند مانند مصرف بیش از حد دارو؛ در حالی که مردان به احتمال بیشتری از روش‌های سریع و تضمینی استفاده می‌کنند مانند اسلحه که موثرتر است.

گرچه هنوز مشخص نیست که چرا مردان برای پایان دادن به زندگی خود از روش‌های مرگبارتر استفاده می‌کنند اما روش آنها با روش‌های سنتی زنانی که خودکشی دارند، بسیار متفاوت است. فرهنگ مردانگی مسموم‌کننده و انتظارات جامعه از مردان برای بروز مردانگی می‌تواند تا حدودی مقصر باشد.

اینکه این آمار، شاهدی باشد برای امتیاز زنانه است، اشتباه است. زیرا زنان از بالاتر بودن میزان خودکشی مردان منفعتی نمی‌برند ـ در واقع نه زنان و نه مردان بهره‌ای نمی‌برند.

 

********

فقط به این دلیل که امتیاز مردانه وجود دارد بدین معنی نیست که همتای آن، یعنی « امتیاز زنانه» هم وجود دارد. زنان در ایالات متحده و در سراسر جهان همچنان با تبعیض‌های کوچک و بزرگ مختلفی مواجه می‌شوند و ساختارها به طور قاطع در مقابل آنها قرار دارد.

مطمئنا زنانی وجود دارند که بیشتر از برخی مردان امتیاز دارند. به عنوان مثال همان طور که قبلا ذکر شد، زنان سفیدپوست به ازای هر دلار ۷۷ سنت پول درمی‌آورند در حالی که زنان لاتینی فقط ۵۴ سنت پول درمی‌آورند.

فمینیسم تقاطعی جنبشی است که مشکلات مردم همه‌ی نژادها، بدن‌ها، و توانایی‌ها را در بحث جمعی درباره فمینیسم ادغام می‌کند ـ که شامل مردان هم می‌شود!

هیچ کس نمی‌گوید که مردان از بی‌عدالتی‌های نظام‌مند علیهشان رنج نمی‌برند. آنها هم قطعا رنج می‌برند. در مثال‌های بالا مواردی وجود دارد که آشکارا به ضرر مردان است.

هرچند نکته مهم این است که این ضررها از جانب زنان نیست٬ اما کیفیت زندگی زنان قطعا به دلیل امتیازات مردانه کاهش می‌یابد و تفاوت در این است.

 

نیکیتا ردکار نویسنده‌ی همکار برای فمینیسم روزمره است. وی نویسنده‌ آزاد در نیویورک است که در حال حاضر برای شبکه فیوژن کار می‌کند. وی در شبکه‌ی فیوژن درباره تنوع در فرهنگ عامه و نحوه تغییر چشم‌انداز کنونی سیاست‌های نژادی و جنسیتی می‌نویسد. وقتی نمی‌نویسد، در کلاس‌های کمدی شرکت می‌کند و نظریه‌های نجومی عجیب و غریب می‌خواند. او گیف‌های حیوانات بانمک را دوست دارد و پیاده‌روی طولانی در ساحل، و دیگر کلیشه‌ها را دوست ندارد.

 منبع: Everyday Feminism

 

   [ + ]

1. همسوجنسیت (سیس جندر cisgender): یعنی فرد همان رفتار و شکل ظاهری را از خود نشان دهد که مطابقت دارد با جنسیتی که به او نسبت داده شده است. مثلن اگر زن نامیده میشود٬ متمایل به مردان باشد و لباسهای زنانه بپوشد و زنانه رفتار کند. ناهمسوجنسیت یعنی که خلاف جنسیتی که به فرد نسبت داده شده رفتار کند. مثلن اگر مرد است لباسهای زنانه بپوشد یا آرایش کند و …
2. transgender
3. gender non-conforming
4. Chivalry
5. Cishetero سیس هترو یا همسودگر یعنی همسوجنسیتی و دگرجنسخواه

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *