خانه آزار جنسی صدای قدمهایش را پشت سرم میشنیدم

صدای قدمهایش را پشت سرم میشنیدم

صدای قدمهایش را پشت سرم میشنیدم
0

سارا

چهارشنبه سوری واقعا شب خوبی بود. اما مسلما نه برای ما چون حقی برای تفریح و شادی نداریم.
فقط باید باستیم و شادی و رقص آقایون رو نظاره گر باشیم.
من دیشب یکی از بد ترین و بهترین تجربه های عمرم رو بدست آوردم.
برای برداشتن چوب و هیزم از صندوق ماشین کمی از خانواده دور شدم،
داشتم چوب هارو بر میداشتم که آقایی از پشت سرم رد شد و به بدن من دست زد.
شاید اگر این اتفاق کمی قبل تر از این برای من می افتاد مثل همیشه سکوت میکردم و با ناراحتی از کنارش رد میشدم(گرچه این دست اتفاقات هیچ وقت فراموش نمیشن)،
چون قبلا بر این باور بودم در مقابل متلک ها و یا دیگر مزاحمت ها سکوت و بی توجهی بهترین راهه.
اما دیشب برای اول بار به خودم گفتم دیگه ساکت موندن بسه،
با جرات تمام برگشتم و با بیشترین قدرتی که داشتم چوبی که تو دستم بود رو محکم کوبوندم توی گردن اون پسر
و با صدای بلند داد زدم بیشرف!

تا ساعت ها میلرزیدم،
این اتفاق بدی بود اما از جهتی خوب هم بود چون بهم جرات داد که صدامو ببرم بالا و نگاه نکنم که چند نفر کنارم ایستادن.
میخواستم به هم جنس های عزیزم بگم دیگه سکوت بسه!
هر جا خشونت دیدید چه کلامی، چه جسمی،
سکوت نکنید. فریاد بزنید و از حقتون دفاع کنید!
بزارید همه بفهمن که دیگه دورانی که آقایون هر کار دلشون میخواسته انجام میدن بسر رسیده،
فریاد بزنید و بگید که چقدر قوی هستید و اگه اراده کنید میتونید دنیارو تغییر بدید!

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *