خانه تبعیض جنسیتی کاش خانواده هامون به دخترها به چشم اسیر نگاه نکنند

کاش خانواده هامون به دخترها به چشم اسیر نگاه نکنند

کاش خانواده هامون به دخترها به چشم اسیر نگاه نکنند
2

از همراهان فمینیسم روزمره

من یه دختر دانشجو ام که از تحصیلم یک سالی مونده.
تو یه خانواده مذهبی و بسیار سنتی بزرگ شدم.
دلم میخواد درد دلم اینجا به گوش کسی برسه.
مامانم یه ادم خیلی مذهبیه و بجز حرفایی که خودش میزنه دیگه هیچی براش قابل قبول نیست!
همیشه از بچگی راجع به اینکه دختری اگه باپسری دوست بشه ارزش خودشو برده زیر سوال و دیگه نمیشه روش حساب کرد حرف میزد.
من همیشه از اینکه با کسی باشم ترس و البته عذاب وجدان داشتم.
اما الان چند ماهی هست که تو رابطه ام
عاشق شدم.
دوست پسرم رو خیلی دوست دارم و باهاش رابطه دارم.
چندماهه که تو شهری که درس میخونم یکی در میون خوابگاه نمیرم و باهاش زندگی میکنم.
الان دیگه عذاب وجدان ندارم از این سبک زندگیم راضیم.
از اینکه با انتخاب خودم دارم زندگی میکنم،
با هم کار میکنیم و سعی میکنیم خرج خودمونو دراریم هرچند خیلی برامون سخته که درس بخونیم و کار کنیم اما از اینکه باهمیم خیلی خوشحالیم.
اما ترس از مشکلات خوابگاه و اینکه بخاطر غیبت های خیلی زیادم به خانوادم اطلاع بدن نمیذاره هیچ وقت از زندگیم درست حسابی لذت ببرم.
مادر من که هم جنس منه من رو اصلا درک نمیکنه.
هیچ حقی برای من قائل نیست و حالا که بخاطر تعطیلات برگشتم خونه حتی حق بیرون رفتن با دوستام رو هم ندارم
وقتی با خانوادم به زور مامانم باید حجاب داشته باشم و پوشیده لباس بپوشم.
و خیلی از مشکلات دیگه که واقعا من رو عذاب میده و بیشتر من رو مصر میکنه که به محض اینکه یه شغل ثابت پیدا کردم از خونه برم.
کاش خانواده هامون به دخترا به چشم اسیر نگاه نکنن.
من یک انسانم و در سن ٢٢ سالگی واقعا لازم نیست که هرجور که پدر مادرم میخوان رفتار کنم و اونجوری زندگی کنم.

اظهار نظر(2)

  1. سلام وقت شما بخیر ،یه سوال داشتم میخواستم بدونم مفهوم نقاشی های زنانی که روی چشم هاشون پوشیده یا حجابی گذاشته شده چیه?
    اگه جواب بدین ممنون میشم

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *