خانه تبعیض جنسیتی وقتی شروط ضمن عقد هست، مهریه این وسط چه می گوید؟

وقتی شروط ضمن عقد هست، مهریه این وسط چه می گوید؟

وقتی شروط ضمن عقد هست، مهریه این وسط چه می گوید؟
0

(توضیحاتی مبسوط درباره شروط ضمن عقد و آنچه مهریه این وسط می گوید!)

نجمه واحدی

هرچند می دانستم نود و نه درصد بحث ها راجع به حقوق زنان، به مهریه می رسد، و هرچند به تازگی هم فهمیدم تنش ها و دعواهای بزرگی بین خود فعالان برابری طلب می تواند بر سر مهریه آغاز شود، اما واقعا فکرش را نمی کردم که آن بحث ها و مخصوصا این دعواها، «تمام هم نمی شوند»! و این پرونده ی مهریه، همچنان مفتوحه خواهد ماند. به نظر می رسد مایی که اطلاعاتی از یک موضوع داریم و مسئله ای در ذهن خودمان حل شده، گاهی فرض را بر این می گیریم که دیگران هم از این مقدماتی که در ذهن ما هست، باخبرند، و تعجب می کنیم که پس چرا حرفمان را متوجه نمی شوند؟! آنهم چیزی که از نظر خودمان انقدر بدیهی است! بنابر این جهت تنویر افکار عمومی (!)، آن چه خودم درباره ازدواج و شروط ضمن عقد و مهریه می دانم را کمی جزئی تر و حقوقی تر اینجا با شما هم در میان می گذارم.

 چطور قراداد حقوقی ازدواج را، کمی عادلانه‌تر کنیم؟

همانطور که بخشی از شما حتما می دانید و اکثریت جامعه متاسفانه نمی دانند، زن مجرد بالای ۱۸ سال در قوانین ایران، برای خودش شخصیت نسبتا مستقلی دارد: می تواند به تحصیلش تا هر مقطعی ادامه دهد، هرجا صلاح دانست به کار مشغول شود و قرارداد شغلی امضا کند، به اختیار خود در جایی ساکن شود، سفر برود، از کشور خارج شود (بله می تواند و برای این کار نیاز به اجازه کسی ندارد)، از خدمات درمانی استفاده کند و حتی اخیرا، دختران مجرد هم می توانند کودکی را به فرزندخواندگی بپذیرد. اما بعد از ازدواج، ورق برمی گردد و زن بدون «اجازه» شوهر، حق تحصیل، اشتغال، سکونت، سفر، خروج از کشور، و گاهی بهره گرفتن از خدمات درمانی ای مثل عمل جراحی را ندارد. (خیالتان راحت شد؟! حتما می خواستید این واقعیت های غم انگیز حقوقی را یادآوری کنم؟!). ضمن اینکه خود عقد ازدواج هم ویژگی های محدودکننده ای برای زن دارد؛ مثلا حق طلاق با مرد است، یا مرد حق تعدد زوجات دارد یا مرد نسبت به فرزندانش ولایت دارد و حضانت فرزندان پس از خردسالی با مرد است.
خب حالا برای چنین قراداد فاجعه باری که مرد به دادن مهریه و نفقه مکلف می شود و زن در مقابل به از دست دادن اینهمه حق و حقوق انسانی مجبور می شود، چه باید کرد؟ جواب درست اصلی این است که «قوانین را باید عوض کرد»، ولی چون تاکنون زور منتقدین، به تغییر قانون نرسیده، بنابر این راه دیگری به اسم «شروط ضمن عقد» پیشنهاد می شود؛ به این ترتیب که شما در کنار قراداد حقوقی عقد ازدواج، شروطی را قرار می دهید و ازدواجتان را مشروط بر آنها می کنید. مهمترین شروطی که ضمن عقد پیشنهاد می شود را در ادامه میاورم. ادبیات حقوقی ای که باید برای هرکدام از شروط در عقدنامه بنویسید را هم با کمک دفترچه ای که مورد تایید حقوقدانان است، می نویسم:
 شرط تحصیل: ««زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب کند مخیر می سازد».
آیا این شرط ضمانت اجرایی دارد؟ بله؛ همین که شرط را انتهای عقدنامه اضافه کنید کافیست.
 شرط اشتغال: «زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد، در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می کند».
آیا این شرط ضمانت اجرایی دارد؟ مرد همچنان می تواند مدعی شود که شغل همسر «به مصالح خانواده آسیب می زند»؛ اما داشتن این شرط، در دادگاه به دفاع از زن برای حفظ شغلش، کمک بزرگی خواهد کرد. اضافه کردن این شرط انتهای عقدنامه کفایت می کند.

 شرط تعیین مسکن: «زوجین ضمن عقد خارج لازمی توافق نمودند تعیین محل سکونت و مسکن «با توافق طرفین» (یا «به اختیار و انتخاب زوجه») باشد».
ضمانت اجرا؟ بله دارد. البته درباره این شرط برای اینکه ضمانت اجرا بالاتر برود، بهتر است از عبارت «توافق طرفین» استفاده نکنید چرا که مسئله همینجاست که وقتی توافقی وجود نداشته باشد چه باید کرد. واقعیت این است که اگر انتخاب مسکن به عهده زن باشد، سرپیچی از آن تبعات حقوقی برای مرد نخواهد داشت؛ اما اگر تعیین مسکن به عهده مرد باشد، سرپیچی زن، تبعات حقوقی (محرومیت از نفقه و حق ازدواج مجدد برای مرد) برای زن به همراه دارد.

 شرط خروج از کشور: «زوج به زوجه، وکالت بلاعزل می دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر، از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است».
می توانید درخواست تمدید و تعویض گذرنامه را هم به شرط اضافه کنید که کاملتر و دقیق تر باشد. ضمانت اجرا دارد؟ اولا که این شرط را باید حتما در سند جداگانه ای در دفترخانه ای رسمی نیز ثبت کنید و به انتهای عقدنامه نوشتن، اکتفا نکنید. دوما که متاسفانه اخیرا بعضی از دفاتر برای صدور یا تمدید گذرنامه، یک سری اداها از خودشان درمی آورند! که خب چون اداست و پشتوانه قانونی ندارد و نظر شخصی آن آقاییست که آنجا نشسته، نمی توان گفت شرط خروج از کشور ضمانت اجرای قانونی ندارد. دارد، ولی گاهی هم اجرایش کمی با سختی و اعصاب خرد همراه می شود!

 اجازه عمل جراحی: «زوج به زوجه وکالت می دهد تا در هرنوع اعمال جراحی لازم و مقتضی که وکیل صلاح بداند و یا شرایط پزشکی و درمانی ایجاب کند جهت خود وکیل و یا فرزندان مشترک در آینده اعلام رضایت نماید».
احتمالا دارید با خودتان می گویید به حق حقهای نداشته! که خب کاملا حق دارید. ضمانت اجرایی هم بله؛ دارد. و انتهای عقدنامه نوشتنش کفایت می کند.

 شرط وکالت در طلاق: «زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق ـ اعم از بائن و رجعی و خلع یا مباراتت و به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه کند.”
ضمانت اجرایی دارد؟ بله کاملا. فقط این شرط را هم مشابه شرط خروج از کشور می بایست در سند جداگانه ای در دفترخانه تنظیم اسناد رسمی ثبت کنید. و به نوشتنش در انتهای عقدنامه اکتفا نکنید.
«دیگه چی؟ مهریه رو مردها بدن، وکالت در طلاق هم بدن که هر وقت زن خواست خودش رو مطلقه کنه و مهریه رو هم بگیره و بره؟». سوال خیلی خوبیست. از همین جاهاست که پای مهریه کم کم به داستان باز می شود.
به جمله بعد دقت کنید: «هرکدام از شروط را می توانید با شرط دیگری همراه کنید». شرط وکالت در طلاق را هم، اگر به نظرتان با وجود مهریه تناقض خیلی زیادی دارد، می توانید همراه کنید با شرط بذل مهریه به این ترتیب که اگر درخواست طلاق از جانب زن باشد، (همه یا بخشی از) مهریه بذل خواهد شد. نکته در اینجاست: اصلا پیشنهاد نمی شود که مهریه را کاملا از همان اول حذف کنید. بلکه آن را قرار بدهید اما در حالتهایی که گرفتنش را منصفانه نمی دانید، آن وضعیت را مشروط به بذل مهریه کنید.
(در هر حال به نظر من وجود مهریه لزوما هم با گرفتن وکالت در طلاق معارض نیست. فکر کنید زنی بعد از ده سال زندگی با یک مرد، طلاق می خواهد. تقسیم اموالی هم منصفانه رخ نداده؛ حالا چون زن طلاق می خواهد، از زندگی مشترک هیچ سهم اقتصادی نباید داشته باشد؟ به نظر من که آن شرط ضمنی همراه با وکالت در طلاق باید منصفانه تر از «بذل کامل مهریه» نوشته شود).

 شرط تنصیف اموال: «زوجین ضمن عقد خارج لازمی توافق نمودند در صورت وقوع طلاق- اعم از آنکه به دﺭخوﺍست مرﺩ باشد ﯾا به دﺭخواست زﻥ – تمام دارایی کسب شده پس از نکاح و در طول ایام زوجیت -اعم از منقول یا غیر منقول- بالسویه میان آنها تقسیم گردد».
این شرط دیگر از کجا آمد؟ چرا آن را بگذاریم؟ طبق قوانین فعلی ازدواج در ایران، مرد فقط مکلف به تامین هزینه زندگی زن، و دادن مهریه به اوست، وگرنه هر مال و اموالی که به دست بیاورد، در مالکیت خود اوست و موظف به تقسیم آن با همسرش نیست (پس از مرگ هم، تنها یک هشتم از اموال مرد به همسرش می رسد؛ و قانونا حتی اگر مرد هیچ ورثه دیگری نداشته باشد، مابقی اموال توسط دولت ضبط خواهد شد و سهم زن فقط یک هشتم اموال است). همچنان که اموال و درآمد زن هم فقط به خود او تعلق دارد (و البته مرد از همسرش یک چهارم ارث می برد). در دیگر ممالک دنیا، که مهریه ای وجود ندارد، پس از طلاق، اموال مشترک بین زوج تقسیم می شود (نگرانی سلبریتی های مایه دار را از ازدواج درک می کنید؟ بله نگرانند که دیگری با ازدواج برایشان دام پهن کرده باشد برای تصاحب نیمی از اموال؛ و دقیقا به همین دلیل آنها هم با مشروط کردن وضعیت تقسیم اموال، این وضعیت را برای خود عادلانه می کنند). در ایران هم اگر بخواهید به جای گرفتن مهریه، چنین تقسیم منصفانه ای صورت بگیرد، می بایست که حتما آن را شرط ضمن عقدتان قرار دهید.
آیا ضمانت اجرایی دارد؟ متاسفانه نه چندان! در واقع نگرانی اصلی از حذف کامل مهریه، به خاطر همین شرط است که ممکن است آنطور که طرفین آن را عادلانه بدانند رخ ندهد. راههای زیادی وجود دارد برای اینکه این شرط محقق نشود، از جمله تغییر مالکیت دارایی (همان کاری که برای فرار از مهریه هم می کنند؛ فقط تفاوتش اینجاست که شخص به هر حال مجبور به پرداخت مهریه هست ولو با قسط و با تاخیر؛ اما اگر اموال را به نام شخص دیگری کند، ثابت می کند که مالی ندارد که نصف شود و مجبور به پرداخت چیزی نخواهد شد).
بنابر این در این مورد هم توصیه می شود، که مهریه از قرارداد ازدواج کاملا حذف نشود، بلکه شرط دیگری را به شرط تنصیف اموال می توان اضافه کرد که به طور مثال، در صورتی که اموال منصفانه تقسیم شد، تمام یا بخشی از مهریه بذل خواهد شد.

 شرط حضانت فرزندان
از نظر بسیاری از قضات و حقوقدانان توافق بر سر حضانت و آنچه مربوط به امور فرزندان است، پیش از تولد فرزندان اثری ندارد. اما حتی پس از آن هم، نکته بسیار مهم این است که این توافق از ضمانت اجرای کافی برخوردار نیست و کاملا قابل برگشت است. به عبارت دیگر حضانت موضوعی است که متاثر از تغییر اوضاع و احوال در طول زمان است و چه پدر و چه مادر می توانند مکررا از دادگاه بخواهند تا حضانت از طرف مقابل سلب گردد.
پس چه کنیم؟ اول اینکه بعد از تولد فرزندان، به هر حال این شرط را (با کمک یک مشاور حقوقی) ثبت کنید؛ اما تقریبا تنها راه باقی مانده که می تواند این وضعیت را عادلانه کند، و حضانت فرزند را در انحصار پدر قرار ندهد، وجود مهریه است. بذل مهریه به شرط گرفتن حضانت فرزندان، می تواند این وضعیت را تغییر دهد. و اگر در ازدواجی کلا مهریه ای وجود نداشته باشد، عادلانه کردن این بخش، بسیار سخت یا عملا غیرممکن می شود.

 ارث
همانطور که می بینید، برای مساوی کردن ارث، هیچ شرطی نمی توان قرار داد؛ چون وصیت فرد زنده هم، تنها شامل یک سوم اموالش می شود و نمی تواند کل اموال را قبل از مرگ طبق وصیت تقسیم کند. ضمن اینکه وصیت نیز می تواند تغییر کند و نوشتن وصیت جدید، وصیت قبلی را از اعتبار خارج می کند. پس اگر پس از ازدواج، مردی از دنیا برود، چه میزان از اموالش به همسرش خواهد رسید؟ بالاتر گفتیم: یک هشتم. اما اگر مهریه وجود داشته باشد، اول مهریه را از روی اموال برمی دارند و به همسر می دهند و بعد از آن اموال بین ورثه تقسیم خواهد شد.

 پدیده طلاق توافقی
آنچه از مشاهدات پیداست، نشان می دهد وقتی مردان گیر مقوله ای به اسم مهریه باشند، وقتی به هر دلیل قصد طلاق دادن زن را داشته باشند، مجبور می شوند به راه متمدنانه ی «بیا با هم حرف بزنیم و به توافق برسیم» رو بیاورند؛ آن وقت زن می تواند بگوید که من از مهریه صرف نظر می کنم ولی در عوض تو هم از فلان حقی که قانون به تو داده صرف نظر کن. در حالی که اگر مهریه ای وجود نداشته باشد، نیازی به این تمدن به خرج دادنها نیست! مردان می توانند دادخواست طلاق دهند، و به طور مثال از حق قانونی خود برای گرفتن حضانت فرزند یا از حق قانونی خود برای حفظ اموال (وسهیم نکردن زن) استفاده کنند و نیازی هم به دادن این حقوق برای گرفتن امتیاز عدم پرداخت مهریه وجود نخواهد داشت.

 وقتی شروط ضمن عقد هست، مهریه این وسط چه می گوید؟

در بالا به آن مواردی که مهریه می گوید (در بحث تقسیم اموال، ارث، حضانت فرزندان و حق طلاق) البته اشاره کرده ام، ولی چیزی که باید صادقانه با شما درمیان بگذارم، که البته ناراحت کننده هم هست، این است که ببینید عزیزان، از شما چه پنهان آن چیزی که در بحث ازدواج خودش را انداخته وسط، در واقع شروط ضمن عقد هستند، وگرنه مهریه که از دیرباز تاکنون از مسلمات عقد ازدواج بوده و تازگی ها نیامده وسط! در مورد ضمانت اجرایی هرکدام هم، که قانون اصلی نیستند بلکه شروطی هستند که به یک قرارداد قانونی اضافه شده اند، من صرفا وضعیت ضمانت اجرایی آن را در این تیرماه سال ۹۷ می گویم؛ شاید چند سال دیگر، برای هر کدام اتفاق دیگری افتاد. اما مهریه همانطور که خودتان بهتر می دانید، حداقل چهارده قرن است که سر جای خود نشسته؛ هرچند قانونگذار تلاش کرده همان را هم (از معدود حق هاییست که در ازدواج به زن تعلق می گیرد) محدود کند، اما هنوز نتوانسته آن را کاملا از موضوعیت خارج کند؛ چون یکی از پایه های اصلی عقد ازدواج است.
مهریه، ناعادلانه و متحجرانه و ناخوشایند است و ظلمیست به مرد؟ بله؛ چون مهریه یکی از اجزای یک کلیت به اسم «عقد ازدواج» است که بالاتر دیدیم چقدر سایر اجزایش هم همینقدر ناعادلانه و متحجرانه و ناخوشایند هستند. همانطور که آن سایر اجزا را تلاش کردیم با شروط ضمن عقد محدود و کم اثر کنیم و امکان سوءاستفاده از آنها را کاهش دهیم، دیدیم
که خود مهریه را هم می توان با قرار دادن شروطی محدود کرد و امکان سوءاستفاده از آن را کاهش داد.

 چطور ممکن است مردان، هم مهریه بدهند هم شروط ضمن عقد را؟

البته خود مهریه را که مردان نمی دهند، قولش را می دهند! ولی همان قول را هم اینطور ممکن است، و خیلی هم منطقی ست همراه با شروط ضمن عقد بدهند، که پرداخت مهریه، مشروط به چندین حالت مختلف شده است. از این هم می تواند مشروط تر شود، اگر از حقوقدانی سر چند و چونش مشاوره بگیرید.
با همه این احوال، همچنان ازدواج چه برای مرد و چه برای زن، اندکی ریسک به همراه دارد؛ به هر حال همیشه ممکن است کسانی از حقوقی که به آنها تعلق می گیرد «سوءاستفاده» کنند. چه مردی که برای اخاذی از همسر سابقش، ادعا می کند او صلاحیت حضانت فرزند را ندارد و چندین باره او را تحت فشار می گذارد. چه زنی که با به اجرا گذاشتن مهریه سنگینش، همسری که تمکن مالی زیادی دارد را تلکه می کند. بالاخره شش ماه و یک سال معاشرت با یکدیگر و جلسات مشاوره رفتن و سفر در دوران نامزدی و این چنین پیشنهادهایی را برای زوج ها، به خاطر کم کردن همین احتمالات پیشنهاد می دهند!
با این احوال و با همه ی این توضیحاتی که رفت، اگر همچنان مصر به ازدواجی برابری طلبانه اید که هیچ عنصر ناعادلانه ای در آن نباشد و کاملا برابری خواهانه تنظیم شود، راهش خیلی ساده تر از اینهاست: در ایران و طبق قوانین ایران، اصلا ازدواج نکنید!

منبع: کانال تلگرام چرا به فمینیسم نیاز داریم

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *