خانه تبعیض جنسیتی چرا درک زنانگی انقدر برای عموم مردان سخت است؟

چرا درک زنانگی انقدر برای عموم مردان سخت است؟

چرا درک زنانگی انقدر برای عموم مردان سخت است؟
0

آرمین اعتمادی

اگر به جامعه‌ی اطراف خود نگاه کنید، اکثریت زنان و دختران درک و تصویر درستی از مردان دارند و حتی می‌توانند عکس‌العمل‌های مردان را پیش‌بینی کنند و تصویر غالبا درستی از مردانگی موجود در جامعه ارائه می‌دهند و رفتارهای مردان برای زنان قابل پیش‌بینی‌تر است.

اما چرا برعکسش صادق نیست؟ در بین مردان جستجو کنید و ببینید چند درصد از آن‌ها، خودشان اقرار می‌کنند که زن را نمی‌فهمند و زنانگی و ظرافت‌های آن را نمی‌شناسند و نمی‌توانند (یا بهتر بگویم نیازی نمی‌بینند) تصویر درستی از زن بودن ارائه دهند و به همین دلیل زنان در اکثر مواقع برایشان غیرقابل پیش‌بینی و غیرمترقبه به نظر می‌آیند. آن درصدی هم که اقرار نمی‌کنند بسیاریشان به مشکل دسته‌ی اول دچارند.

مشکل اینجاست: مردسالاری و مردان حامی مردسالاری، زن را همواره به دیده‌ی تملک نگریسته و او را آنگونه تعریف کرده‌اند که خود خواسته‌اند. بنابراین زن را آنطور که هست ندیده و نمی‌بینند، چرا که موجودیت او را به رسمیت نمیشناسند و او را در ارتباط با خود تعریف می‌کنند. واقعیت این است که اساسا مرد چون با نگاهِ از بالا با زن رو‌به‌رو می‌شود، نیازی به شناخت زن هم احساس نمی‌کند. چون خود را به واسطه‌ی “صرف مرد بودن” آنگونه که جامعه‌ی مردسالار به او دیکته کرده در جایگاه قدرت می‌بیند و بنابراین بدون پیش‌شرط، دست بالا را دارد و از زنان نه تنها چیزی نمی‌داند، بلکه احساس نیازی هم به دانستن بیشتر نمی‌کند، چون قدرت و در نتیجه اختیار زندگی و جامعه را دست خود می‌بیند و زن را موجودی وابسته به خود می‌یابد. تا زمانی که مرد زن را به عنوان یک موجود مستقل باور نکند، و تا زمانی که سیستم غالب جوامع، مبتنی بر مردسالاری باشد، مرد به درک درستی از زن نخواهد رسید و متوجه فلسفه‌ی رفتارهایش نخواهد شد. غالبا جملاتی از این دست از مردان می‌شنویم که می‌گویند :”زنه دیگه … چه میشه کرد. زنا همه اینطوری‌اند”. که نشان از عدم نیاز مرد به درک زنانگی و ظرافت‌های زندگی زنانه است. و چون این زنانگی را درک نمیکنند، صورت مسئله را پاک کرده و گمان می‌کنند هر مشکلی که در ارتباط با زنان پیش می‌آید، مشکل از خود آن‌ها و “عجیب و غریب بودنشان” است. با این واژگان بی‌اساس، زنان را یک مسئله‌ی بغرنج و لاینحل نشان می‌دهند که نمی‌توان فهمیدش و لذا او را بیشتر و بیشتر در تصورات مردسالارانه‌ی خود غرق کرده و بیشتر و بیشتر او را به مثابه‌ی یک کالای جنسی که ناتوان از درکش هستند، می‌بینند. حال آن‌که کاملا برعکس است. سهل‌انگاری و خودزیاده‌انگاری مردانه، راه را بر تحلیل درست زنان می‌بندد. ریشه‌ی بسیاری از مشکلات زناشویی نیز همین است. مردان عموما از درک این نکته غافلند که زنان در دنیای مردسالاری که هویت آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد، به دلیل پنهان شدن و دیده نشدن و هزار و یک دلیل کوچک و بزرگ دیگر، وجوه چند بعدی و پیچیده‌ای پیدا کرده‌اند. این جمله را مستقیما خطاب به مردان میگویم، به جای قضاوت زودهنگام زنان، اندکی با آن‌ها وقت بگذرانید، به جای تفسیر شتاب‌زده‌شان، برایشان آینه‌ای شوید و بگذارید در آرامش مطلق، خود را در آن ببینند. اینگونه شما نیز آنان را درک خواهید کرد. همانگونه که آنان شما را درک می‌کنند و می‌فهمند‌.

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *