خانه آزار جنسی این قربانی تجاوز و مردی که به او تجاوز کرده به همراه یکدیگر داستانشان را تعریف میکنند

این قربانی تجاوز و مردی که به او تجاوز کرده به همراه یکدیگر داستانشان را تعریف میکنند

این قربانی تجاوز و مردی که به او تجاوز کرده به همراه یکدیگر داستانشان را تعریف میکنند
0

نوشته هیلی مکمیلن
ترجمه: علی نیری
روند بهبود قربانی تجاوز جنسی بسیار پیچیده است و برای هر فردی متفاوت. فرمول مشخص برای نحوه مواجه شدن با این حادثه و تلاش برای فهمیدن و درک شخص متجاوز وجود ندارد. توردیس الوا که در سال ١٩٩۶ در سن ١۶ سالگی قربانی تجاوز شد و تام استرینجر، که مرتکب این تجاوز شد٬ این مسئله را بهتر از هر کسی درک کنند. آن ها محتاطانه به همه توصیه میکنند که روش ارتباط گیری که آنها پس از حادثه تجاوز پیش گرفتند، چیزی نیست که به عنوان روشی موفق به همه توصیه کنند، بلکه گواه آن است که بهبودی پس از قربانی تجاوز شدن امکان‌پذیر است. این دو با کمک یکدیگر کتابی نوشته اند به نام “جنوب بخشش” تالیف کرده اند که شرحی است از ماجرای تلخی که به گفته خودشان تاریکترین زمان زندگیشان بود و تاثیراتش تا ٢٠ سال بعد همچنان در زندگی آنها مشاهده می‌شود.
شرکت TED سخنرانی دونفره آنها را در کنفرانس TEDWomen در سال ٢٠١۶ در سان فرانسیسکو منتشر کرد. آنها در این سخنرانی به این میپردازند که چطور طی سالها همکاری موفق شدند مسئولیت آن اتفاق را که الوا به گردن گرفته بود به مقصر اصلی، یعنی استرینجر، برگردانند.
زمانی که حادثه تجاوز رخ داد، استرینجر یک دانش آموز انتقالی از استرالیا به ایسلند، محل سکونت الوا، بود که آمده بود یک سال دبیرستان را در آنجا بگذراند. الوا به یاد می آورد که شبی که مست بود و توانائی مقاومت نداشت، دوست پسرش، استرینجر، چطور به او تجاوز کرد: “برای اینکه عقلم را از دست ندهم، بی سروصدا ثانیه ها را از روی ساعت توی اتاقم میشمردم و از آن شب بود که یاد گرفتم که دو ساعت ٧٢٠٠ ثانیه است. با اینکه تا چند روز میلنگیدم و تا چند هفته گریه میکردم ولی باز هم باورش برایم سخت بود که مورد تجاوز قرار گرفته ام، چون با آنچه در تلویزیون دیده بودم کاملاً فرق داشت. تام یک دیوانه مسلح نبود، دوست پسرم بود. و در یک کوچه تنگ تاریک هم اتفاق نیفتاد، در اتاق خودم این اتفاق افتاد.”
پس از این حادثه، الوا و استرینجر که متوجه شده بودند چه صدمه غیرقابل برگشتی به رابطه شان خورده، به ندرت یکدیگر را ملاقات کردند و پس از مدتی استرینجر به استرالیا بازگشت.
استرینجر به یاد می آورد که تا سال ها خود او نیز آنچه رخ داده بود را تجاوز نمی دانست، ولی احساس گناهی در خود داشت که هرگز بخود اجازه نمی داد در موردش فکر کند. الوا میگوید که وقتی به سن ٢۵ سالگی رسید تا حد فروپاشی عصبی رفته بود. او میگوید: “پر شده بودم از حس خشم و نفرتی که به اشتباه نسبت به خودم داشتم.” در این زمان بود که الوا به استرینجر نامه ای نوشت و از احساساش به او گفت. این نامه شروع تعامل هشت ساله ای بود که در نهایت منجر به ملاقات مجدد این دو در کیپ تاون نزدیک به ١۶ سال پس از تجاوز استرینجر به او شد تا هر دو در مورد تجاوز و اثرات آن در زندگیشان با هم صحبت کنند.
الوا به یاد می آورد: “وقتی هواپیما در کیپ تاون فرود می آمد، با خودم گفتم چرا با مشاوره و یک بطری وودکا سعی نکردم مثل هر آدم عادی این قضیه را تمام کنم؟” ولی به گفته الوا، آن یک هفته ای که با استرینجر در کیپ تاون گذراند بسیار آموزنده و موثر بود، استرینجر هم با او هم عقیده است. او میگوید تا سالها این باور ساده را که آدم بدی نبوده با چنگ و دندان حفظ کرده بود و هیچوقت سعی نکرده بود با این جنبه از شخصیت خود روبرو شده و آنرا بررسی کند.
استرینجر میگوید: “کاری که آن شب کردم یک عمل کاملاً خودخواهانه بود. با خودم فکر کردم بدن توردیس حق من است. اینکه بگویم تجاوز کرده ام نظرم نسبت به خودم را عوض میکرد و از همه مهمتر نوک پیکان تقصیر و مسئولیت عمل را به سمت من می چرخاند. الوا میگوید که سال ها طول کشید تا بفهمد که آنچه می توانست مانع تجاوز به او شود نه دامنش بود و نه لبخندش و نه اعتماد کودکانه اش، بلکه فقط و فقط مردی بود که به او تجاوز کرد.

ممکن است برای خیلی ها، مثل من، دیدن اینکه متجاوز و قربانی در کنار یکدیگر حادثه را بازگومی‌کنند٬ ناراحت کننده باشد. استفاده استرینجر از این تریبون ها-برنامه های TED، نویسندگی کتاب و کنفرانسهای مربوط به کتاب مشترکشان این سوال را بوجود می آورد که در این بحثها تا چه حدی لازم است صدای متجاوز هم شنیده شود و تاثیرش بر این گفتگوها چه خواهد بود؟ خود الوا و استرینجر نیز در جلسه پرسش و پاسخ پس از کنفرانس TED به این مسئله پرداختند. الوا میگوید: ” این را درک میکنم که از من انتقاد می شود که به متجاوزم اجازه داده ام نظرش را در این گفتگو اظهار کند٬ ولی همچنین اعتقاد دارم که از شنیدن حرف های متجاوزانی که بخشی از مشکل هستند، درصورتی که بخواهند بخشی از راه حل نیز باشند، می‌توان نتایج بهتری گرفت و تا حد زیادی پی برد چه عواملی باعث این عمل خشونت بار شده است اند، تا بتوان در آینده بتوان آن عوامل را خنثی کرد. او میگوید که تجاوز جنسی “مسئله زنان” نیست بلکه مسئله‌ای انسانی است و متجاوزان، که اکثریت قابل توجهی از آنها مردان هستند، بخش مهمی از قدرت و مسئولیت پیشگیری از این اتفاقات را دارند. هر چقدر هم که دیدن یک متجاوز خودخوانده میکروفون بدست روی صحنه TED ممکن است آزاردهنده باشد، شخصاً با این قضیه موافقم و در عین دلهره داشتن بسیار مشتاقم که کتاب مشترکشان را بخوانم.

منبع: Chorn

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *