خانه خانواده خشونت خانگی٬ پیدا و پنهان
خشونت خانگی٬ پیدا و پنهان

خشونت خانگی٬ پیدا و پنهان

0

علی نیری

خشونت خانگی امروزه به عنوان یکی از بزرگترین معضلات دنیای مدرن شناخته میشود. طبیعت و شرایط این معضل ، که عموماً پشت درهای بسته رخ میدهد، باعث شده نه تنها مقابله با آن٬ بلکه تهیه آمار از آن نیز سخت باشد. حدود پنج سال پیش بود که سید حسن حسینی، رییس اورژانس اجتماعی کشور، در نشستی با پایگاه تحلیلی-خبری مهرخانه اذعان کرده بود که آمار خشونت خانگی “خیلی زیاد است”. در همین نشست مشخص شد که حدود ۷۵ تا ۸۰  درصد مراجعان اورژانس اجتماعی زنان قربانی خشونت خانگی اند. سایتهای مختلف و معتبر داخلی آمار دقیق و درستی در مورد خشونت خانگی ارائه نداده و به ارائه میزان رشد آن (۲۰ درصد در سال گذشته) بسنده می کنند. اینها آمار و ارقامی هستند که حکومت ایران به صحتشان اذعان دارد. شاید عمق فاجعه را زمانی دریابیم که موارد گزارش نشده، به انواع دلایل مختلف، را در نظر بگیریم. بخشی دیگر را هم باید اختصاص داد به ناآگاهی نسبت به انواع خشونت خانگی.

آنچه بخش عمده جامعه ما از خشونت خانگی میداند تنها دو نوع رایج آن است: خشونت فیزیکی و خشونت کلامی. خشونت فیزیکی هرچند در قشر مدرن جامعه محکوم است، در دیگر اقشار جامعه رایج و از حمایت و پوشش فرهنگی نیز برخوردار است. زنانی که تحت خشونت فیزیکی شوهران خود هستند عموماً به صبر و تحمل دعوت شده و در صورت اقدام قانونی، از سوی  اطرافیان سرزنش می‌شوند.

 اما آنچه اکثریت جامعه از خشونت کلامی میداند محدود است به بارزترین شکلهای آن یعنی فریاد زدن بر سر طرف مقابل و یا تهدید جانی او، که مورد دوم چندان از طرف قانون جدی گرفته نشده و جزو “زندگی خصوصی” محسوب میشود. خشونت خانگی چنان عادیسازی شده  که اگر از مردی همین دو مورد از خشونت (فیزیکی و کلامی) دیده نشود او را فرشته روی زمین میدانند.

طبق تعریف سازمان اتحاد آریزونا در مقابله با خشونت خانگی، سازمانی که از سال ۱۹۸۰ تاکنون مشغول مبارزه با خشونت خانگی، آگاهی رسانی در مورد آن و ارائه کمک و مشاوره به قربانیان است، مسئله خشونت خانگی یک معضل ساده دو بعدی نیست. این سازمان جدول کاملی از انواع خشونتهای خانگی ارائه داده که به  چند نوع از خشونت کلامی و عاطفی که در ایران رایج‌تر است میپردازیم.

تهدید به آزار رساندن به خود شخص و یا اطرافیانش یکی از ابعاد خشونت گفتاری٬ فحاشی و استفاده از اسامی زشت مانند هرزه، جنده و احمق٬ اهانت به ظاهر و زشت نامیدن و همچنین امتناع از سخن گفتن با شریک زندگی در مواقع ضروری همگی جزو خشونت خانگی گفتاری محسوب میشوند. خشونت گفتاری نظیر اهانت، دست انداختن و توهین و تحقیر کردن در جمع٬ شوخیهای جنسی در شرایط نامناسب، شوخیهای جنسی با اطرافیان وی، شوخی در مورد خیانت و زن دوم همگی از مواردی هستند که از در طنز و شوخی به اعتماد به نفس و عزت نفس فرد آسیب میزنند و این نوع رفتارهای آزارنده در فرهنگ ازدواج ایرانی بسیار رایج هستند. 

نوع دیگر خشونت خانگی بازیهای روانی است که در آن به قربانی القا میشود خشونت و آزاری وجود ندارد و همگی زاده تخیل او هستند (پدیده چراغ گاز). میتوان تصور کرد در فرهنگی که آگاهی سطحی و تک بعدی از خشونت خانگی دارد این نوع نامحسوس از خشونت خانگی چقدر رایج و قدرتمند است. فرهنگ، شرع و قانون دست در دست هم به زن القا میکنند که قربانی خشونت نیست و حسش غلط است. جالب اینجاست که طبق تعاریف ارائه شده توسط سازمان اتحاد آریزونا در مقابله با خشونت خانگی «استفاده از تعلیمات و آموزه های دینی» به قصد محدود کردن و کنترل ارتباطات فرد نیز جزو خشونت خانگی محسوب میشود. انواع دیگر خشونت خانگی عبارت است از سوءاستفاده از امتیازات مرد بودن بر علیه زن، جدا کردن همسر از دوستان و خانواده٬ خشونت اقتصادی و خشونت جنسی.

همانطور که در ابتدای بحث مطرح شد، خشونت خانگی مسئله و معضلی تک بعدی نیست و آن مقدار  که توسط خود حکومت نیز تایید میشود صرفاً نوک کوه یخی عظیمی است که نظام مردسالار خواهان افشای کل آن نیست. راه مقابله با این معضل در ابتدا آموزش و آگاهی رسانی نسبت به وجود و انواعش و سپس اقدام عملی در مقابله با آن است و لازمه آن نامگذاری انواع آن و صحبت و بحث در مورد آن است.

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *