خانه تبعیض جنسیتی سرگذشت ندیمه سرگذشت ماست
سرگذشت ندیمه سرگذشت ماست

سرگذشت ندیمه سرگذشت ماست

0

علی نیری 

 

در سال ۱۹۸۵ مارگارت النور آتوود (زاده ۱۸ نوامبر ۱۹۳۹) شاعر، داستان‌نویس، منتقد ادبی، فعال سیاسی و فمینیست سرشناس کانادایی در کتابی به نام «سرگذشت ندیمه» وضعیت اسفناک زنان در جامعه ای تخیلی به نام گیلیاد که بازمانده ایالات متحده آمریکا بود را به قلم درآورد. از سال ۲۰۱۷ پخش مجموعه سریالی الهام گرفته از این کتاب در آمریکا آغاز شد و با استقبال خوبی روبرو شد.

 داستان از این قرار است که باروری جمعیت بشر در دنیا به شدت کاهش یافته است و در حالیکه برخی آن را به دلیل سبک زندگی مدرن و رژیم غذایی ناسالم و در معرض مواد شیمیایی کارخانجات بودن انسانها میدانند، یک‌ گروه مذهبی تندرو به نام “پسران یعقوب” با انجام یک عملیات تروریستی بزرگ و به قتل رساندن تمامی اعضای دولت، مجلس و کنگره موفق به بدست گرفتن قدرت و سرکوب تمام مخالفین میشوند. در این نظام مذهبی، که تعالیم و اصولش از اولین کتاب انجیل نشات میگیرند. اگر زنی در حال کتاب خواندن دیده شود انگشتانش قطع میشوند، اگر زنی‌ با زن دیگری رابطه داشته باشد کلیتوریس او را قطع می‌کنند و زنان متاهلی که با مردان دیگر رابطه داشته باشند کشته میشوند . تمرکز اصلی این نظام اما در افزایش باروری در کشور است و اعضای این فرقه افراطی راه حلی سیستماتیک برای این معضل دارند٬ راه حلی که از داستان ابراهیم، ساره و هاجر الهام گرفته است. در این نظام ناباروری مردان محال تلقی میشود و فقط وجود زنان نازا پذیرفته میشود. به همین دلیل راه حل بقای نسل  این است که اگر زنان امکان باروری نداشته باشد ، شوهران ندیمه ای اختیار کنند برای فرزندآوری.

زنان از نظر بهره مندی از حقوق شهروندی و انسانی به چهار گروه تقسیم میشوند: گروه اول زنان مسئولان حکومتی هستند که قدرت و امکاناتی بیش از سایر زنان دارند. از آنها انتظار می‌رود کاملا مطیع شوهرانشان باشند. آنها حق کار کردن خارج از خانه را ندارند و برای خروج از خانه باید دلیل قانع کننده ای داشته باشند. لباسهای متحدالشکل و یک رنگی باید بپوشند و در صورت نازایی باید تن به واسطه‌گری زن دیگری برای این منظور بدهند. آنان هر بار در مراسمی شرکت میکنند که در آن شوهرانشان در حضور آنان با زنی دیگر که قابلیت باروری دارد آمیزش میکنند. آنان وظیفه دارند ضعف خود در باروری را بپذیرند و در تحمیل رابطه جنسی به یک زن دیگر مشارکت داشته باشند و نوزاد حاصل آن رابطه را فرزند خود بدانند. آنان چنان شیفته حداقل قدرتی که به واسطه شوهرانشان کسب کرده اند شده‌اند که خود، سختگیرانه مجری این آداب شده اند.  

دسته دوم زنانی هستند که توانایی #باروری دارند؛ این گروه به عنوان ندیمه بین خانه روسای حکومتی جابجا میشوند تا برای تولید مثل استفاده شوند و برای هریک کودکی به دنیا آورند و سپس آنجا را ترک کنند. اکثر زنان این گروه کسانی هستند که طبق باورهای مذهبی که به قانون تبدیل شده٬ گناهکار هستند؛ زنان #همسری همجنسگرا و یا زنانی که بدون ازدواج با مردی زندگی میکردند. شخصیت اصلی داستان هم جزو همین گروه است و “گناه” او زندگی مشترک با مردی است که هنوز در پروسه طلاق است. آنان باید به توانایی خود در باروری ببالند و از اینکه خود را در اختیار مردان قرار میدهند تا نسل آنان باقی بماند به خود افتخار کنند. آنان نباید از رابطه ای که میان آنها و مردان برقرار میشود لذت ببرند و رابطه جنسی برایشان وظیفه ای است در قبال جامعه. آنان حتی حق ندارند فرزندان خود را دوست داشته باشند زیرا مالک فرزندان آنان مردان هستند.

گروه سوم‌زنانی هستند که نه توانایی باروری دارند و نه در هرم قدرت جائی. این گروه صرفاً خدمه هستند و هیچ نقش دیگری ندارند. و اما گروه چهارم زنانی هستند که گروه دوم را با خشونت و سرکوب مهار کرده و ایدئولوژی حکومتی را به آنها القا میکنند. 

وقتی از مارگارت اتوود بخاطر تم تیره و تار کتابش انتقاد شد، او گفت «کشورهایی در جهان هستند که زنان در آنها واقعاً چنین وضعیتی دارند.» . حتما شما هم در حین خواندن این متن یا دیدن سریال به چنین تشابهاتی در زندگی خود و مادران خود رسیده‌اید.

گروه اول زنان گیلیاد را میتوان به زنان و دختران مسئولان بلندپایه نظام تشابه کرد که از فساد موجود در کشور و قدرتی که در دست دارند برای منافع خود استفاده میکنند. اگر گروه دوم و سوم٬ یعنی ندیمه و خدمه را ترکیب کنیم نتیجه آن زن سنتی و خانه دار ایرانی است. زنی که معمولاً در همان سال اول یا دوم ازدواج بچه دار شده و طبق عرف مذهبی و سنتی جامعه٬ حق کار خارج منزل را ندارد٬ رسالت و تکلیف اصلی یک زن سنتی/مذهبی در ایران عبارت است از مادر/همسر بودن و دیگر هیچ. گروه چهارم٬ خاله لیدیا٬ در ایران همان زنان گشت ارشاد٬ معلمان پرورشی٬ و نگهبانان زن همه اماکن عمومی هستند. زنانی که برای اعمال و دیکته دگمای جمهوری اسلامی در مورد حجاب اجباری توسط حکومت مورد استفاده قرار میگیرند. به ظاهر این زنان مصداق «زنان علیه زنان» هستند، غافل از برابری تمامی این زنان در نابرابری نسبت به مردان. آنچه در جزییات سلسله مراتبی روابط می‌توان دریافت٬ این است که تمامی این زنها صرف‌نظر از سطح و میزان قدرتی که زیر سایه مردان به آنها اعطا شده است، در نهایت قربانی همین سیستم مردسالار هستند. هیچ یک از این زنان حق برابری با مردان نداشته و از بالاترین تا پایین ترین سطح٬ همگی تابع قوانین مردسالار جامعه خود هستند. 

«#سرگذشت_ندیمه» را ببینیم تا خود را از نگاه بیرونی نظاره کنیم٬ نگاهی که در ابتدا٬ به گفته بسیاری از مخاطبان ایرانی و خاورمیانه‌ای٬ رعب‌انگیز٬ خشم‌آور٬ و افسرده‌کننده است٬ اما می‌تواند با آگاه ساختن ما به شرایط خود و دلایل بنیادین آن٬ راه را برای تغییر شرایط از طریق اتحاد و مبارزه مشترک هموار کند.

طرح از @adensa

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *