خانه زنان پیشرو زنان٬ بازیگران قدرتمند بازی تاج و تخت

زنان٬ بازیگران قدرتمند بازی تاج و تخت

زنان٬ بازیگران  قدرتمند بازی تاج و تخت
0

علی نیری

سرانجام پس از ۹ سال و ۸ فصل یکی از محبوبترین سریالهای تاریخ تلویزیون به پایان رسید. کمتر پیش آمده که سریالی بتواند میلیونها انسان را در سرتاسر دنیا را در یک علاقه مشترک به هم متصل کند. انواع کارهای گرافیکی و نقاشیها از هنرمندان مستقل و استودیوها٬ انواع بحثها در سرتاسر دنیای مجازی و واقعی و کلاسهای درس  بخشی از این ارتباطات بوده است. بدون شک پیامی که از چنین پلتفرمی دریافت شود، در هر زمینه اجتماعی، تاثیری صد چندان نسبت به انواع سمینارها و کارگاههای آموزشی و آگاهی رسانی خواهد داشت. چیزی که در این سریال جالب توجه بود حضور شخصیتهای زن قوی و مستقل بود. زنان برطبق سنت و عرف معمول این ژانر، نظیر سریالهای وایکینگها و اسپارتاکوس،  در حاشیه بوده و بجز تعدادی انگشت شمار تاثیر چندانی در پیشروی روایت داستان ندارند. هدف و وجود اکثر این شخصیتها همخوابگی با مردان قهرمان و یا د نجات پیدا کردن توسط مردان و پناه بردن به آنان خلاصه میشود. بازی تاج و تخت اما پر بود از زنانی که به جهان خود حکومت میکردند، برده آزاد میکردند، پا به پای مردان و حتی بهتر از آنان میجنگیدند و سرنوشت یک ملت را تغییر میدادند.

آریا استارک را شاید بتوان محبوبترین شخصیت سریال نامید اگرچه تحول شخصیتی  این دختر قوی و بازیگوش تغییر چندانی در طول سریال ندارد. از همان ابتدا و در فصل اول وقتی پدرش گفت که روزی بانوی یک ارباب و صاحب قلعه خواهد شد، آریا میگوید که چنین قصدی ندارد. از همان ابتدا هنر شمشیرزنی را فرا میگیرد به تنهایی کیلومترها از خانه دور میشود و بارها به خدای مرگ میگوید “امروز نه”. آریا نه تنها انتقام قتل برادر خود را از کل خاندان فری میگیرد بلکه با کشتن شاه شب، بزرگترین دشمن بشریت، همه انسانهای وستروس را نیز نجات میدهد. آریا در پایان فصل آخر نیز با سنت شکنی راه خودش را دنبال کرده و عازم مقصدی ناشناخته میشود. بدون شک اگر بازی تاج و تخت “ابرقهرمان” داشته باشد او همان آریاست. او نماد نسل آینده دخترانی است که سرنوشتشان را خود انتخاب کرده و به کسی اجازه نمیدهند برایشان تعیین تکلیف کند.

سرسی لنستر شخصیت زنی است که از ابتدا تا انتهای سریال منفور باقی میماند. لینا هدلی، بازیگر نقش سرسی، در چند مصاحبه اعلام کرد که در همایشهای مربوط به این سریال و حتی کامیک کان مردم از او فاصله میگیرفتند و حتی به او فحاشی میکردند. اما آنچه در سرسی، و شاید فقط در سرسی و نه در هیچ شخصیت دیگری، ستودنی باشد اراده اوست. اراده اش برای کنترل و اداره اطرافیانش و مخصوصاً مردان اطرافش بجای کنترل و اداره شدن توسط همین مردان. شوهر دائم الخمرش که دست بزن هم دارد شاه کشور است، فرزندانش حاصل رابطه جنسی او و برادرش، جیمی لنستر، هستند و وقتی ند استارک به این موضوع پی میبرد و او را تهدید میکند، سرسی برای ماندن در قدرت تمام هفت اقلیم را به جنگ میکشد. اوست که از ابتدا تا انتها کنترل وستروس را به چنگ میگیرد و برای نگه داشتن حکومتش به جنگ میرود، دروغ میگوید، فریب میدهد و خیانت میکند. او  یک حاکم و یک رهبر است و دقیقاً میداند که چه میخواهد و چگونه آن را به دست آورد. 

دنریس تارگرین شاید بعد از آریا محبوبترین شخصیت این سریال بوده باشد. ولی محبوبیت او از نوع دیگریست. هر چه آریا خاکی و عادی است، دنریس فراطبیعی و جادویی‌است. موهای نقره ای روشن و چشمان بنفش (آنچه در کتاب آمده چشمان بنفش رنگ است ولی گویا بخاطر حساسیت چشمهای امیلیا کلارک میسر نشد از لنز استفاده شود). پوست بدنش نمیسوزد و سه اژدها دارد. مردان عاشقش میشوند و در راهش به سوی مرگ قدم برمیدارند. کاریزما و جذبه دنریس انکارناپذیر است. هر جا میرود سرش را بالا گرفته و با غرور به همه نگاه میکند تا درباریان تمام عناوینش را، که کم هم نیستند، از بر بخوانند. مادر اژدهایان، آزادکننده بردگان، مدافع هفت اقلیم و … دربار دنریس و شکوه و ابهتش بیننده را به یاد شاهان تاریخ باستان میاندازد، با این تفاوت که شاهی در کار نیست، یک ملکه به تنهایی بر سریر قدرت تکیه زده. با سه اژدهای آتشخوار، لشکری متشکل از ده هزار جنگجوی برده آزاد شده و چندین هزار سوارکار وحشی دوثراکی، این دخترک مو نقره ای، که به اذعان خودش دانش زیادی در مورد جنگ ندارد، دارای قویترین ارتش دنیاست. آنچه درپایان غم انگیزش رخ میدهد (چیزی که بسیاری آنرا ترور شخصیت توصیف کردند) را اگر در نظر نگیریم، دنریس نماد یک زن (خیرخواه) در قدرت مطلق است.  

برین از جزیره تارت شاید یکی از استثنایی ترین زنان این سریال باشد. برین از دید استانداردهای مردسالارانه زیبا نیست. (بگذریم که علیرغم توصیف برین در کتاب به عنوان صورت اسبی، بازیگر نقش او زنی بسیار زیباست). او قامتی کشیده و هیکلی بزرگ و “مردانه” دارد. برای اولین بار در سریال او را وقتی میبینیم که در یک مبارزه تک به تک عملاً مشغول کتک زدن سر لورس تایرل است، یکی از بهترین شوالیه های وستروس. هرچند در وستروس بر طبق سنت زنان نمیتوانند شوالیه  باشند و لقب سر بگیرند ولی به قول تارموند “گور پدر سنت”، برین با همان نمایش قدرت اعتماد رنلی باراتیون جوان را به دست آورده و محافظ شخصی او میشود. در طول این سریال وفاداری و استقامتی که برین از خود نشان میدهد و تعهدش نسبت به آرمانهایش شگفت انگیز است. تغییر آرک شخصیتی جیمی لنستر، که شاید یکی از دو آرک برتر سریال است بخاطر همنشینی و آشنایی او با برین اتفاق میوفتد. برین تنها کسی است که توانست سندور کلگین (The Hound) را در یک نبرد تن به تن شکست داده و تا آستانه مرگ ببرد. برین نماد صلابت و قدرت زن است. همان زنی که آستینهاش را بالا زده و میگوید “من میتوانم!”

 

سانزا استارک را از لحاظ روایت داستان و تکامل شخصیت شاید بتوان شخصیت ایده آل سریال نامید. تغییر آرک شخصیتی سانزا، حتی بهتر از جیمی، بهترین در این مجموعه تلویزیونی بود. دخترک لوس و خودخواهی که تنها آرزویش ازدواج با شاهزاده و آوردن فرزندان سالم برای اوست در طی ۸ فصل زجر و خشونت خانگی، خیانت، تجاوز و فریب خوردن از همه اینها درس گرفته، مستقل و قوی شده  و در نهایت تبدیل میشود به ملکه بی بدیل شمال. سانزا کاری میکند که پدرانش در طی ۳۰۰ سال حکومت تارگرینها از آن عاجز بودند: پس گرفتن استقلال شمال به عنوان یک اقلیم جدا از باقی اقلیمها چون به گفته خودش “شمال هزاران سال مستقل بود و هم اکنون نیز باید باشد.” ازبین تمام شخصیتهای سریال بازی تاج و تخت به جرات میتوان گفت پایان داستان سانزا تنها پایان رضایت بخش بود. این زن موخرمایی یاد گرفته که نه نیازی به شاه دارد و نه فرزند آوردن برای کسی، او تنها نیاز دارد که خودش باشد: ملکه شمال.

در طی سالهای اخیر با روند رو به رشد افزایش نقشهای اصلی زنان در سریالها و فیلمها، شاهد تغییراتی بوده ایم که چندان مورد عنایت و اقبال بینندگان قرار نگرفته اند. ابرقهرمانان زن مانند واندر وومن (Wonder Woman) و کاپتان مارول و حتی فیلم جدید ترمیناتور توسط منتقدان و بینندگان مورد انتقاد قرار گرفته و استقبال درخوری نسبت به قهرمانان مرد، از آنها نشده است. این در حالی است که نقش زنان سریال بازی تاج و تخت کمتر زیر سوال برده شده و از آن انتقاد شده است. علت این امر شاید برمیگردد به مهارت نویسندگان مجموعه و مخصوصاً جورج مارتین، خالق دنیای وستروس، که چنین شخصیتهایی خلق کرده که بیننده و خواننده میتواند بدون در نظر گرفتن جنسیت با آنان ارتباط برقرار کند.

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *