خانه تبعیض جنسیتی پیامدهای ارزشگذاری بکارت بر بدن زنان

پیامدهای ارزشگذاری بکارت بر بدن زنان

پیامدهای ارزشگذاری بکارت بر بدن زنان
0

فمینیسم روزمره

طی یک نظرسنجی از کاربران اینستاگرام فمینیسم روزمره٬ از زنانی که هرگز ازدواج نکرده‌اند پرسیدیم آیا تا کنون رابطه جنسی واژینال، دخول یا اینترکورس داشته اید؟ ۶۷درصد شرکت کنندگان پاسخ منفی و ۳۳ درصد پاسخ مثبت دادند. در پرسش بعدی از زنانی که هرگز ازدواج نکرده‌اند و رابطه جنسی داشته‌اند در مورد نوع رابطه جنسی پرسیدیم. نتیجه چنین بود که ۵۲ درصد رابطه جنسی با دخول و ۴۸ درصد رابطه جنسی بدون دخول را تجربه کرده‌اند.

در واقع نیمی از زنان شرکت کننده در نظرسنجی که طبق تعریف رسمی مجرد تلقی می‌‌شوند رابطه جنسی را نه از شیوه‌های متداول دخول بلکه از طریق سکس دهانی و مقعدی (اورال و آنال) در زندگی جنسی خود داشته و دارند.

 

در واقع چنین آماری از روابط جنسی محافظه‌کارانه نشانگر باور به بکارت و یا ترس نسبت به از دست دادن “بکارت” از طریق سکس واژینال است. چرا که فرهنگ کهن بکارت‌خواهی، استاندارد رابطه جنسی را دخول‌محور تعریف کرده و تنها دخول واژینال را مبنای تشخیص زن “باکره” از “مدخوله” می‌داند. باورمندان فرهنگ سنتی منزه‌طلب، امر جنسی و هرآنچه به آن وابسته است را پلید و ناپاک انگاشته و با تست بکارت به سرکوب جنسی زنان همت گمارده و ایشان را قدیسانی می‌خواهد بدون هرگونه میل و خواهش جنسی. آنچه در این میان اهمیت دارد و شایستگی زنان را برای ازدواج تایید می‌کند احراز گواهی بکارت اوست. اینجاست که پزشکان سودجو و فرصت‌طلب نیز به همدستی سنت مردسالار و با ژستی خیرخواهانه برخاسته عمل ” ترمیم بکارت” را به عنوان تنها راه رهایی تبلیغ و ترویج می‌کنند. 

 

از طرفی در ذهن بسیاری از زنان و مردان حک شده که رضایت جنسی مرد در رابطه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و هرگونه کاستی در اقناع و ارضاء جنسی مرد، مجوزی است برای برقراری روابط موازی و پنهانی یا بیرون رفتن از رابطه فعلی. فقر منزلت و فرودستی زنان در روابط جنسی نسبت به مردان باعث تقویت چنین باورهایی می‌شود و چه بسا میل جنسی زنان در اینگونه روابط نادیده انگاشته شود. چرا که نگاه به زن به مثابه ابژه جنسی است نه به عنوان انسانی فردیت یافته و دارای حرمت و کرامت انسانی‌.

 

زنان زیر فشار هنجارهای سنتی و نیز حفظ موقعیت خود در رابطه کنونی و برای رهایی از اضطراب احتمال خیانت شریک جنسی در موقعیت آسیب‌پذیری قرار‌ می‌گیرند و به‌ناچار تن به انواعی از سکس می‌دهند که نه تنها مطلوب‌شان نیست بلکه با پیامدهای دردناک و آزارنده‌‌ای دست به گریبان می‌شوند.از آن جمله سکس مقعدی است.  البته گرایش مردان به سکس مقعدی تحت تاثیر الگوهای ارائه شده در محصولات پورنوگرافی نیز بی‌تاثیر نیست. مقاربت مقعدی علاوه بر عوارضی چون درد و خونریزی و بی‌اختیاری می‌تواند امکان انتقال و ابتلا به بیماری‌های مقاربتی ، HPV و HIV را به مراتب بیشتر کند .

 

میل جنسی به مانند دیگر امیال غریزی انسان است و منتزع کردن آن از دیگر غرایز و تقدیس و تنزیه و یا تقبیح آن به هیچ وجه منطقی نیست. میل جنسی یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از زدن هر گونه  برچسب به زنان بابت کیفیت و کمیت میل جنسی‌ ایشان پرهیز کنیم.آنچه مسلم است هرگونه مقاربت و عمل جنسی، امری کاملا” شخصی‌ است و هرگونه نظارت قیم‌مآبانه قانون و یا خانواده‌‌ها در این مورد غیرمنطقی و البته غیرانسانی است. تست بکارت و معاینه هایمن  نیز به عنوان نوعی از خشونت و مداخله در زندگی خصوصی زنان، تجاوز به حریم انسانی و مغایر با کرامت انسانی تلقی می‌شود. 

 

دوگانگی استاندارد در روابط قبل و بعد از ازدواج چیزی نیست جز تبعیت از فرهنگ مقدس‌مآب و متظاهرانه. دختران و پسرانی که تا پیش از ازدواج خواهان آزادی جنسی‌اند به یکباره در آستانه ازدواج سرسپرده‌ و کرنش‌گر پوسیده‌ترین سنن جاهلی می‌شوند و زندگی خصوصی خود را عرصه تاخت و تاز کنترل و نظارت خانواده و قوانین سنت می‌کنند. البته بار آگاهی جنسی و جنسیتی و مقاومت در برابر باورها و ارزش‌های سنتی را نباید به تمامی بر دوش زنان گذاشت چرا که در مقاربت جنسی ، ازدواج و زندگی مشترک، زن و مرد به عنوان یک زوج دخیل اند. پس هر گونه تغییر در گرو تلاش زن و مرد توامان خواهد بود. آیا وقت آن نرسیده که جسد پوسیده هنجارها و ارزش‌های گذشتگان را از روی دوش‌هایمان به زمین گذاشته و یک بار برای همیشه به خاک بسپاریم و زندگی و تعاملات انسانی‌مان را متناسب با دانش و آگاهی زمانه خود سامان دهیم؟

نظر خود را ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *